-
گوناگون-عکس-8
دوشنبه 3 آبان 1400 20:50
-
گوناگون-عکس-7
دوشنبه 3 آبان 1400 20:46
-
گوناگون-عکس-6
دوشنبه 3 آبان 1400 20:42
-
گوناگون-عکس-5
دوشنبه 3 آبان 1400 20:39
-
گوناگون-عکس-4
دوشنبه 3 آبان 1400 20:36
-
گوناگون-3
دوشنبه 3 آبان 1400 20:32
-
گوناگون-2
دوشنبه 3 آبان 1400 20:29
-
گوناگون-عکس-1
دوشنبه 3 آبان 1400 20:26
-
بارش کلمات-میان زندگی-در فصلی نو
دوشنبه 3 آبان 1400 20:17
بباران بیت بیت این غزل را بخوانا بیت بیت این غزل را برانا و بدانایی برانی براندن در غزل شعری چکانی چکاندم هم غزل هم شعر دیگر قلم تق تق کنان بود تیر دیگر بتیر از این غزل فکری دگر شو بخوانو جملگی فکری دگر شو ======= میان زندگی فصلی اقاقی اقاقی جملگی فصلی خزانی خزان در بر پائیز تا بهاران به گل خو میکند فصلی قطاران...
-
/کوچه دلتنگی زمین/
دوشنبه 3 آبان 1400 20:15
پنجره نورفشان خورشید میخندید باران نغمه شدو خوش بارید غزل از سرو شدو آسمان دلتنگ بود شعر گم گشتو شاعر همی گم میگشت در پی کوچه ی تردید کمی باران بود ماه از پس پرده چرا نالان بود غم برایش کمی لالایی شعر برایش کمی حرف میشد قصه سرفصل غرلهای دل او میشد حسام الدین شفیعیان
-
/شهری در دل قصه/
دوشنبه 3 آبان 1400 20:14
قصه شب غزلی از صبح داشت زان پس صبح طلوعی دگری را میداشت زان زپس روز زنو از روزی روزی از روز دگر از روزی بود شهری در دل قصه دگر قصه های زین پسو غصه دگر ماه در آینه خورشید میشد خورشید فلک را دور گردان میشد زان زروزی زبعد از روزی شبو شبهای دگر آمدو رفت قصه آمدنو رفتن ما اینگونه بر چرخ فلک قصه همی گردش نو زین پسو پس...
-
عصر زندگی
دوشنبه 3 آبان 1400 20:12
عصر تمام تاریخ بود ظهر شعر انگیز غروب تاریخی میان شب شعر برای شاعری خسته یا میان روز شعری دل خسته کلمات شاعری شدن که میبافت بر دل خود کوک زندگی سرفصل وصله از بهار زندگی متساوی از دو قطب بر زمین و تساوی از نیمکره از شعر بر زمین پر از گشودن شعر تا سطر اول کلمه از بند جمله خطوط منحنی از شعر میشد زندگی یا ریلی از اشعاری...
-
دفتر خاک خورده
دوشنبه 3 آبان 1400 20:10
چراغ مطالعه روی میز خاک خورده کاغذهای باطله از روزانه های تاب خورده تاب بلند روی تپه ی تاب انگیز آدمک های نیمکره اینور شعرو آنور شعر سوت دست هورا اشک غم های هیولایی دودمان دود گرفته از شعر میشد تاریخ روی میخک تنهایی روی فرش شعر قرمز ایست بود چند تکان محکم شعر بیداری ناسروده ترین قصیده پائیز بود جایی فراسوی سوسوی چراغ...
-
سمفونی زندگی
دوشنبه 3 آبان 1400 20:08
سمفونی فالش شده تماشاگران نت شده نت شده از سمفونی فالش زمین نت بر روی تنظیم شعر زمین دودو می فال فالش شعر فالش سیال ذهن درون سمفونی نوستالوژی میشد قیج قیج ویولون هم خود شعر میشد صدای کشیده تماشاگر سوت سوت تماشاچیان درون سمفونی چند پیانو زندگی چند پیانو مردگی پیانوهای فرسوده سازهای ناکوک ناسروده روی تکان های شعر نت...
-
جهان در بر شعر
دوشنبه 3 آبان 1400 20:06
ای دل اگر در پس شعر کوچه بن بست تقاطع زافکار شده یکی از سفسطه پر یکی از بحران نفتو یکی گاز شده یکی در بند عقاید نظری گفت زمین مستطیل هست چطور یکی بر بند همو گفت زمین مربع زکجا میدانی گفت بهر مربع زپرگار بجوی دور خط فکر خود زاویه ای نوبساز خانه فکر تو پرواز بلندیست اگر بر درستی زآن خطو زپرگار بزن نه مربع بمانو نه...
-
پازل تفکرات
دوشنبه 3 آبان 1400 20:04
یک نفر پتک زمغزی زد گفت من عقاید زفکر خود فقط یک دیگر تبر زفکر او زد و یک دیگر گل زدو عقیده زد یکی مرحم فکر شد یکی رنج فکر آری جهان بعد فکرهاست جهان بر بعد فکر هاست میز گفتمان نجوم و فلسفه غربو شرق میز گفتمان عقاید نیامده از بطن عقاید بر هم صحبت جهان هست صحبت حرفهای دگر نوبرداشت از عقاید در بن شعر از برای هم نقطه نقطه...
-
پازل تفکرات
دوشنبه 3 آبان 1400 20:04
یک نفر پتک زمغزی زد گفت من عقاید زفکر خود فقط یک دیگر تبر زفکر او زد و یک دیگر گل زدو عقیده زد یکی مرحم فکر شد یکی رنج فکر آری جهان بعد فکرهاست جهان بر بعد فکر هاست میز گفتمان نجوم و فلسفه غربو شرق میز گفتمان عقاید نیامده از بطن عقاید بر هم صحبت جهان هست صحبت حرفهای دگر نوبرداشت از عقاید در بن شعر از برای هم نقطه نقطه...
-
گذر از پست مدرن
دوشنبه 3 آبان 1400 20:02
آسمان یا زمین برای تدافع فکر یا تهاجم فکر نه تهاجم فکر نه تدافع فکرو نه تخاصم فکر مرحم فکر مرحمت فکر مرحمی در فکر هنر پلویری نیست هنر بافتنی نیست هنر پوشیدنی بر فکرست میزان درستی فکر میزان شعرو میزان شاعری شعر گفتن مرحم هنر نشد درون هنرمند را گذران گذر کن از بند درون شعر فقط جای آن خوب را درست گفتن کافکا یا هدایت یا...
-
داستان شماره2/قطار شماره123/
دوشنبه 3 آبان 1400 19:59
قطار شماره123 داستان شماره2 قطار به آرامی شروع به حرکت می کند..ایستگاه اول واگن های آبی با یک خط سبز به شماره123... رد می شود رد می شود رد می شود..نرده های آبی.پیرمردی در حال دست تکان دادن است.پوست نارنگی .مقداری آب یخ..پیرمرد صورتش را می گیرد و به زمین می افتد.کوپه14-چند جوان موتراشیده با کلاه های هم رنگ یکی دفترچه...
-
قطار شماره 123/داستان شماره/1/
دوشنبه 3 آبان 1400 19:55
داستان شماره 1 قطار شماره 123 قطار به آرامی شروع به حرکت می کند ..ایستگاه اول واگن های آبی با یک خط سبز به شماره123... رد می شود رد می شود رد می شود..نرده های آبی.چندبچه.گربه ای که می لنگد...بچه ها برای مسافران زبان درازی می کنند.کوپه32-پسری جوان شصتش را به آنها نشان می دهد.کوپه32-پیرمردی در حال حل کردن جدول روزنامه...
-
به وسعت خیال تو
دوشنبه 3 آبان 1400 19:52
به وسعت خیال تو دریا میشوم.و در نگاه تو رودی به سمت مهربانی میشوم. در کلام تو چسمه سار نور میشوم. و با تارپودی از زندگی سوی او میشوم.زندگی فرصت یکباره ی لبخندهاست. من برای تو شکوفه ای از غزل های او میشوم. و در خیال تو آرزوی رسیدن به تمام آرزوهایت میشوم. Hesam-shafieian
-
رویشی نو
دوشنبه 3 آبان 1400 19:48
پنجره را بازمیکنی و میسراید دلتنگی از فصل رویشی نو.بر پرچین خیال انگیز زندگی.پیچک مهربانی میپیچاند بر درخت ریشه از شور مهربانی.و میزداید غمها را در باور زمین.سایه ساری از گلچین سرودن زندگی در فصلی نو و برای تو میماند قصه های زمین در سراشیبی از حرفهایت.قلم بر پیکره خشک زمین جانی تازه میگیرد بر سلول های تراوش مغزی.قلب...
-
رسیدن به شکوفایی
دوشنبه 3 آبان 1400 19:46
نگاه میکنی پیله را تا پروانه بشوی.تو زیبا میشوی در گشودن ریختن تمام ناملایمات.از رسیدن به شکوفایی تا در خود پیله های سختی را بگشایی و به رسیدن به پروازی با زیبایی برسی.پیله هایت را باز کن تو زیبایی. Hesam
-
شب های دلتنگی زمین
دوشنبه 3 آبان 1400 19:43
خنده کنان در دردها روانه شو و مثال عقابی بلند پرواز بر فراز آسمان بنمای تا ببینی شکوه کوهستان را.شب های دلتنگی سازی نهفته دارد کمی برای زخم هایم مرحم بیاور.اینجا غروب دلتنگی هاست.شب و مهتاب برای آدم ساز غم میزند جایی که میبرد ستاره را درون ابر . باران وسعت تفکرت را بر زمین افکار بریزان شاید رنگین کمانی شود به سوی...
-
زمین و شب های پر از آوازش
دوشنبه 3 آبان 1400 19:40
شب سرود آهنگی مبهمست زیر آواز پرندگان خوابیده در فراز بلندای زمین. اینجا مدار عاشقی یعنی وسعت دلتنگی آسمان. ابرهای خیالت را بگشای و درون ان پرنده ای بشو برای دردهای زمین. درون خود درد درون برون لبخند اینجا لبخند را ترجمه میکنند و اخم را مترجمی دیگر. آهای زمین کجای تاب خوردنت ایستاده ای در چرخیدن. برای من کمی آواز بلند...
-
دشت وسیع افکارت
دوشنبه 3 آبان 1400 19:38
دشت وسیع درون تنهایی خود بیگانه زاحوال گوشه از درون برون بنمای که خانه درون قلب هاست. مهربانی وسعتش بدون مرز جغرافیا هست. اشک را ترجمه کن میشود فریاد های خاموش زندگی. آرام بخواب شهر رویایی من اینجا فاصله من و تو طولانیست. خواب رفته حافظه تنهایی من مرا با خود ببر به آنجا که آرامش هست. درد نیست. من خسته از رنج هایی که...
-
زندگی به وسعت شهر آرزوها
دوشنبه 3 آبان 1400 19:35
پیانیست ضربه زد روی نت هایش فالش شد تمام خواب آرزوهایش. مردی روی طبل زندگی چراغ قرمزی بود و مردی درون ترانه هایش آواز شهر. زمستان قصه کلاغ بردار نیست. سرمای کلمات میخشکاند درون پیله را. پروانه ها جمع شده در پیله تنهایی. سروده ای که میبرد فصل اقاقی را. پیچک زندگی دور زمین. کلمات منحنی در اتصال جاده زندگی. کودکی که...
-
کوچه دلتنگی
دوشنبه 3 آبان 1400 19:32
کوچه دلتنگی منو تو کجای قصه خوابیدی. دستانت وسعت مهربانی بود. ای زیباترین سروده مهربانی من. ای بال افکارت رویش انسانیت. و ای لبخندت تمام طلوع های زیبایی من. کاش یکبار دیگر از کوچه تنهایی من بگذری. من اینجا سخت دلتنگ تو ام. تو که برایم تمام قصه های مهربانی هستی. کاش یکبار دیگر تو را ببینم. تو وسعت تنهایی مرا با مهربانی...
-
/شاعر خواب های دلتنگی/
دوشنبه 3 آبان 1400 19:29
شاعر خواب های دلتنگی رویاهای قصه ی دلتنگی تواریخ تاریخ بدون سال سالهای قصه ی دلتنگی پنجره ی رو به شهری آهن آهن های قصه ی دلتنگی کارناوال شهرنشینی بوق ممتد ترمز روی کلمات هجایای کشیده از درد دلتنگی ماضی بعید قصه دیروزها فعل حال قصه امروز دلتنگی خاطرات خیس باران زده سال شمسی قمری زدور شعر منظومه مثنوی دلتنگی تالاب غرق...
-
کنج تنهایی
دوشنبه 3 آبان 1400 19:26
ابیات بارانی قصیده های طوفانی شعری تنیده در برف آدم برفی های شنزاری میان ماه و آینه آینه تبلور روشنایی شاید پازل قصه های فردا بود جایی میان چینش شیدایی شب قصه های درد از درون واژه ها روزگاران شیب دار کنج تنهایی شیروانی خیس خورده از باران بود کوله بار شعر از تنور جملات میجوشید نثر خسته دل خسته ولی میتپد کلمه روی پرش از...